محمد رضا واليزاده معجزى
570
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
قريبا لرستان را منظم و راهها را امن و سارقين و ياغيان را دستگير و مجازات خواهد كرد و معهذا بعد از اينكه اولين قافله را سارقين زدند ، چون هيچكارى از شاهزاده ساخته نبود و بلكه به مراتب درجات عاجزتر از شاكيان بود ، بدون توجه به قبح سخنان خود در جواب آنان گفت : " به عقيده من بهتر و به صلاح نزديكتر آن است كه سارقين را به خدا واگذار كنيد و مطمئن باشيد كه عدل خدايى از آستين رحمت گريبان آنها را گرفته و همه را به جزاى اعمال ناشايستهشان خواهد رسانيد . " وقتى كه شاكيان چنين جواب متقضى را از حضرت و الا استماع كردند حساب كار دستشان آمد و به خوبى دانستند كه وجود و يا عدم چنين حكمرانى در نظم و امنيت لرستان كمترين تأثيرى را نخواهد داشت و لذا سران قوم و سردستگان و رؤساى صنوف شهر خرمآباد با راهنمايى و هدايت بزرگان و كدخدايان محلات گرد هم برآمده به كنكاش پرداختند و تصميم گرفتند كه در مقابل تجاوزات عشاير و طوايف باهمديگر متحد باشند و در واقع پشت به پشت همديگر بدهند . اين واژه پشت به پشت هم دادن از اينجا پيدا شده كه دامها گاهى اوقات كه در كوه گرفتار گرگهاى درنده مىشوند و شبانها براى دفاع از آنها در چراگاه حضور ندارند ، خود آن دامها به حكم غريزه تنازع بقاء در مقام دفاع از جان خود برآمده به صورت دايره و حلقهوار پشت به پشت همديگر داده ، با شاخ يا دندان حملات دشمن را دفع مىكنند و در اين مبارزه دستهجمعى غالبا فيروزى از آن مدافعين است و سباع كارى از پيش نمىبرند . خرمآباديان كه صدى نود و نه مردمانى كاسب يا زارع يا بازرگان بودند بر خلاف عشاير روحى صلحجو و طبعى ملايم داشته و زندگى در محيط نامنظم و هرجومرج براى آنان مقدور نبود . زيرا آنها براى تأمين احتياجات خود و مشتريانشان ناگزير بودند كه به هيأت كاروان از شهرهايى مانند دزفول و همدان كه در آن اوقات بارانداز و مركز حمل مالالتجاره و سوداگرى بود ، كالاى مورد نياز خود را بار قاطر يا اسب و الاغ كرده ، به خرمآباد بياورند . در اوايل سلطنت قاجاريه كه لرستان منظم بود ، اين قوافل بىخوف و بيم رفتوآمد مىكرد و كسى را ياراى تعرض به آنها نبود . بعدا كه بنياد حكومت آل قاجاريه در نتيجه لاقيدى شاهان و بىعرضگى حكام سستى گرفت و در هر گردنه عدهاى قطاعالطريق جمع شدند ، كاروانها را عدهاى از افراد مسلح كه شغلشان حراست قوافل بود و از تجار و صاحبان كالا حقالحفاظه مىستاندند . بعد از چند سال كه بر تعداد راهزنان افزوده شد و دولت ضعيفتر گرديد ، هر كاروانى خود را به يكى از رؤساى طوايف مربوط ساخته و در تحت حمايت آن خان و ايل و طايفه او قرار